تبليغاتX
""زندگی من""
""زندگی من""
......زندگی من زندگی طول دراز زیست......
در این بازار نامردی به دنبال چه می گردی؟ .....


نمی یابی نشان هرگز تو از عشق و جوانمردی ......


برو بگذر از این بازار ، از این مستی و طنازی .....


اگر چون کوه هم باشی در این دنیا تو می بازی ..........



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ شنبه بیستم اسفند 1390 توسط آرش فشخامی |

این چه احساسیه که من و تو مثل همیم

از همه دنیا جدا نه زیادیم نه کمیم

دارم حست می کنم لحظه لحظه با منی

توو تموم لحظه هام توو هوام پر میزنی

دارم حست می کنم توی بیداری و خواب

دل واسه تو میزنه با یه دنیا تب و تاب

این چه احساسیه که بی تو آروم ندارم

حتی وقتی با منی باز تورو کم میارم

دارم حست می کنم خیلی نزدیکی به من

خودتو نشون بده عاشقونه حرف بزن

دارم حست می کنم مثل روزای قدیم

هنوزم کوچه ی عشقو من و تو خوب بلدیم

این چه احساسیه که بی تو آروم ندارم

حتی وقتی با منی باز تورو کم میارم

این چه احساسیه که واسه من مقدسی

تا دلم تورو میخواد تو به دادم میرسی

دارم حست می کنم لحظه لحظه با منی

توو تموم لحظه هام توو هوام پر میزنی

دارم حست می کنم توی بیداری و خواب

دل واسه تو میزنه با یه دنیا تب و تاب

 

آرش فشخامی

نوشته شده در تاريخ دوشنبه دوازدهم دی 1390 توسط آرش فشخامی |
یه دختری تو خیمه ها خواب اسیری میبینه 

خواب میبینه رو صورتش گرد یتیمی میشینه

 

خواب می بینه گهواره رو دارن به غارت میبرن 

بچه ها رو تو قتله گه برا زیارت میبرن ..........

 

خواب میبینه تنگ غروب خیمه هارو می سوزونن

راه فرار بسته شده بجه هارو می سوزونن

 

خواب میبینه که نیمه شب گم شده تو بیابونا

یه بانوی قد خمیده بهش میگه بیا بیا

 

خواب میبینه به روی ماه جوهر نیلی میزنن

نا نجیبا تو قتل گاه به بچه سیلی میزنن

 

خواب میبینه مهاسن بابا تو دست دشمن

به زیر دشنه ادو چه دست پای میزنه

 

خواب میبینه که نیمه شب گم شده تو بیابونا

یه بانوی قد خمیده بهش میگه بیا بیا

 

خواب میبینه سر بابا رو نیزه قران میخونه

میخواد لباش ببوسه نمیتونه نمیتونه...

 

یا حضرت رقیه قربون یتیمیت برم..

 آرش فشخامی

نوشته شده در تاريخ سه شنبه هشتم آذر 1390 توسط آرش فشخامی |

بزا اسمم روي اسم تو بمونه نزا اين جدايي دستمو بخونه

نزا اين روزاي خوبمون تموم شه نميخوام كه زندگيم بي تو حروم شه

دل من هيچ كس غير تو نميخواد با دل هيچ كي ب جز تو راه نمياد

آخه تو عشقمي جز تو كي رو دارم كه شبا سر روي شونه هاش بزارم

بـــــــي تو تمــــــــوم دنيــــــام بــــــــي تو حروم رويــــــــام

اين دل بي تو ميــــــــميــــره دنيــام بي تـــو هيـــــــچه

عطـــــــر تــــو ميپيـــــچه ايــــن دل بــــــي تـــــو مي ميــــميره

فكر ميكردم كه برات زياديم خسته شدي

عزيزم نفهميدم شايد تو وابسته شدي

كاش بدوني كه نگاتو ب يه دنيا نميدم

عشق من بودي من بودنتو نفهميدم

بـــــــي تو تمــــــــوم دنيــــــام

بــــــــي تو حروم رويــــــــام

اين دل بي تو ميــــــــميــــره

دنيــام بي تـــو هيـــــــچه

عطـــــــر تــــو ميپيـــــچه

         ايــــن دل بــــــي تـــــو مي ميــــميره.........

   

(تقدیم به اجی مهربونم رها)

ارش فشخامی

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه دوم آذر 1390 توسط آرش فشخامی |
یه حرفایی همیشه هست

که از عمق نگاه پیداست

       از اون حرفای تلخی که

        مثه شعر فروغ زیباست

از اون حرفها که یک عمر

        به گوش ما شده ممنوع

        از اون حرفهای بی پرده

شبیه شعری از شاملو 

از اون حرفها که میترسیم

        از اون حرفها که باید زد 

        از اون درد دلای خوب

از اون حرفهای خیلی بد

نگفتی و نمیگم ها

        حقیقت های پنهانی 

        از اون حرفها که میدونم

از اون حرفها که میدونی 

       به زیر سقف این خونه منم مثل تو مهمونم

             منم مثل تو میدونم

                      تو این خونه نمیمونم

 

یه حرفهایی همیشه هست

که از درد توی سینه ست

           مثل رپ خونی شاهین

           پر از عشق پر از کینه ست

پر از نا گفته هایی که

خیال کردیم یکی دیگه

         دلش طاقت نمیاره

         همه حرفامون و میگه 

           همیشه آخر حرفها پر از حرفهای ناگفته ست

           همیشه حال ما اینه همیشه دنیا آشفته ست

 

به زیر سقف این خونه منم مثل تو مهمونم

     منم مثل تو میدونم

                 تو این خونه نمیمونم.....

بابک سعیدی

 آرش فشخامی

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه چهارم آبان 1390 توسط آرش فشخامی |
تورو به خدا بعد من مواظب خودت باش

گریه نکن آروم بگیر به فکر زندگیت باش



غصّم میشه اگه بفهمم داری غصه میخوری

شکایت از کسی نکن اگر چه خیلی دلخوری



دلت نگیره مهربون عاشقتم اینو بدون

دلم گرفته میدونی از هم جدا کردنمنون



دل نگرانتم همش اگه خطا کردم ببخش

بازم منو به خاطر تمام خوبیات ببخش


اصلاً فراموشم کن و فکر کن منو نداشتی

اینجوری خیلی بهتره، بگو منو نخواستی



برو بگو تنهایی رو خیلی زیاد دوستش داری

اگه تو تنها بمونی با کسی کاری نداری....

آرش فشخامی

نوشته شده در تاريخ دوشنبه دوم آبان 1390 توسط آرش فشخامی |
تو میدونی که ستاره توی شب چه جای داره

توی شب های دل من تو همونی ای ستاره

هر دلی یه یاری داره نازنین بهاری داره

اما اسم تورو بردن واسه من یه یادگاره

رو در دیوار این شهر همش از تو یادگاره

توی این  کوچه تاریک منو تنها نمیذاره

یاد حرف های قشنگت که تو قلبم خونه می کرد

یاد دلتنگی چشمات که منو بهونه می کرد

می زنه آتیش به جونم تو کجایی مهربونم

آخه من ترانه هامو واسه کی پس بخونم....

آرش فشخامی

نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و سوم مهر 1390 توسط آرش فشخامی |
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و سوم مهر 1390 توسط آرش فشخامی |
فعالیت دوباره وبلاگ نقل قول لطفاء دیدن فرمایید...

                        www.naghloghol.blogfa.com

 آرش فشخامی

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سیزدهم مهر 1390 توسط آرش فشخامی |
هیچ خبری نیست...........



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ دوشنبه یازدهم مهر 1390 توسط آرش فشخامی |
 
منو ببخش اگه تورو سپردمت به دیگری
اگه كه بد كردی و من بخشیدمت به سادگی

منو ببخش اگه هنوز دلتنگم از ندیدنت
اگه كه خالی از غرور میخوام كه باز ببینمت

وقتی تو قاب پنجره اونو كنارت میبینم
میبینم كه دوست داره ببین چه آروم میمیرم

وقتی بهت فكر میكنم یهو میشی همه كسم
پنجره بازه ولی من انگاری توی قفسم

ببخش اگه شكستم و دلگیر شدی ازاین صدا
اگه نشد بهت بگم حرفامو تو یه نگاه

ببخش منو .صبوریمو .گریه های پنهونیمو
ببخش منو صبوریمو . این همه مهربونیمو......
نوشته شده در تاريخ دوشنبه هفتم شهریور 1390 توسط آرش فشخامی |
 

به یاد آرید مرا یاران رفیقان
من از جنس یه عشق سینه سوزم
من از دلبستگان صحنه عشق
من از دیروز و امروز و هنوزم
به یاد آرید مرا مرا که پیرم


مرا که در گذشته ها اسیرم
مرا که لحظه لحظه با شماها
همیشه زنده ام هرگز نمیرم
منم آن نام نامیرای هرروز
منم آیات عاشق های دیروز


منم آن شمع سوزان تا همیشه
منم آن شام آخر تا به امروز
منم آن نام نامیرای هرروز
منم آیات عاشق های دیروز
منم آن شمع سوزان تا همیشه
منم آن شام آخر تا به امروز

نه دریا و نه خشکی نه هوایی
نه آسمان که ندارد انتهایی
نمیدانند که من در دل چه دارم؟
خدایا تو بدان تو که خدایی
نه خورشید و نه ماه و نه ستاره


نه آن ابر کبود پاره پاره
مرا چون صحنه یاد تو نیاورد
خدایا شکر و صد شکر دوباره
منم آن نام نامیرای هرروز
منم آیات عاشق های دیروز


منم آن شمع سوزان تا همیشه
منم آن شام آخر تا به امروز
منم آن نام نامیرای هرروز
منم آیات عاشق های دیروز
منم آن شمع سوزان تا همیشه
منم آن شام آخر تا به امروز............


نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و نهم مرداد 1390 توسط آرش فشخامی |
چشم من بیا من یاری بکن 

گونه هام خشکیده شد کاری بکن

غیر گریه مگه کاری میشه کرد

کاری از ما نمیاد زاری بکن

اون که رفته دیگه هیچوقت نمیاد

تا قیامت دل من گریه میخواد

هرچی دریا رو زمین داره خدا

با تموم ابرهای آسمونا

کاش که میداد همه رو به چشم من

تا چشام به حال من گریه کنن

اون که رفته دیگه هیچوقت نمیاد

تا قیامت دل من گریه میخواد

قصه گذشته های خوب من

خیلی زود مثل یه خواب تموم شدن

حالا باید سر رو زانوم بزارم

تا قیامت اشک حسرت ببارم

دل هیچکی مثل من غم نداره

مثل من غربت ماتم نداره

حالا که گریه دوای دردم

چرا چشمام اشک شوق کم میاره....

داریوش....

 

نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و ششم تیر 1390 توسط آرش فشخامی |
دلم در سینه می لرزه میگه بازم تورو میخوام

اسیــــر تار موهات فــــدای دو چشـــمــــات

تو خوب مهربون بودی دلـــــــم رو بردی از یادم

ببین من این چنین ساده به دام عشقت افتادم

من از دنیا تورو میخوام توای دینم ایمونـــــم

بدون تا جون به تن دارم من از عشق تو میخونم

دلم از غصه میمیره اگه بری تو از پیشـــــــم

بدون تو در این دنیا میمونم اسیر میشــــــــــم

من از دنیا تورو میخوام تو ای دینم ایمونــــــم

بدون تا جون به تن دارم من از عشق تو میخونم...........

نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و نهم خرداد 1390 توسط آرش فشخامی |
http://shara99.blogfa.com/

         نمیدونم چی شد که اینجوری شد

         نمیدونم چند روز نیستی پیشم

این هارو میگم که فقط بدونی

دارم یواش یواش دیونه میشم

         تا کی به عشق دیدن دوبارت

         تو کوچه ها خسته بشم بمیرم

تا کی باید دنبال تو بگردم

از کی باید سراغت بگیرم

        قرار نبود چشمای من خیس بشه

              قرار نبود هرچی قرار نیست بشه

        قرار نبود دیدنت آرزوم شه

                قرار نبود که اینجوری تموم شه

یادت میاد ثانیه های آخر

گفتی میرم اما میام به زودی

       چشمام بستم نبینی اشکامو

       چشمام وا کرده بودم رفته بودی....

برای تو.........

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه یازدهم خرداد 1390 توسط آرش فشخامی |
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

شارژ ایرانسل

فروشگاه اينترنتي ايران آرنا

دانلود